څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US


دیوان شایق جمال

شمار اشعار موجود، به [80] پارچه میرسد. دانشنامه افغان برای تدوین مکمل دیوان شایق جمال، نیازمند به ھمکاریھاری بیشتر شما، میباشد



آ

ا

  1. از دست نگاری شده خونین جگر ما   (غزل٬ از دیوان)
  2. از دوری تو مُردم رحمی به من خدا را   (غزل٬ از دیوان)
  3. از لب خود گر دهد کامی من ناکام را   (غزل٬ از دیوان)
  4. از لب خود گر دهد کامی من ناکام را   (غزل٬ از دیوان)
  5. از لب خود گر دهد کامی من ناکام را   (غزل٬ از دیوان)
  6. اگر چه بود خط یار زیبا   (غزل٬ از دیوان)
  7. اگر داد از تبسم شوخ من، داد ملاحت را   (غزل٬ از دیوان)
  8. اگر سفید کند نامهء سیاه مرا   (غزل٬ از دیوان)
  9. امروز نشانی ز قیامت شده پیدا   (غزل٬ از دیوان)
  10. باز سرمست از شراب ناب می بینم ترا   (قصیده٬ از دیوان)
  11. بت من تا به کی به بنده جفا   (غزل٬ از دیوان)
  12. بر زبان کی حرف بیداد تو افتادی مرا   (غزل٬ از دیوان)
  13. برده از خود یک قلم آن نرگس شهلا   (غزل٬ از دیوان)
  14. برده از خود یک قلم آن نرگس شهلا   (غزل٬ از دیوان)
  15. برده از خود یک قلم آن نرگس شهلا مرا   (غزل٬ از دیوان)
  16. بگویید اینقدر صیاد ما را   (غزل٬ از دیوان)
  17. بنده تا کی باشد از وصلت جدا   (غزل٬ از دیوان)
  18. به بی دردان چه گویم صورت آن سرو قامت را   (غزل٬ از دیوان)
  19. به محشر گر نباشد لطف عامت عذر خواه آنجا   (غزل٬ از دیوان)
  20. به هجر داده فلک قدر گذار مرا   (غزل٬ از دیوان)
  21. بی ت باغ و بهار سوخت مرا   (غزل٬ از دیوان)
  22. بی تو باغ و بهار سوخت مرا   (غزل٬ از دیوان)
  23. تا کی پرستد از جنون سنگ ستم سائیده را   (غزل٬ از دیوان)
  24. تازه تر ساخت گریه داغ مرا   (غزل٬ از دیوان)
  25. تازه تر ساخت گریه داغ مرا   (غزل٬ از دیوان)
  26. جا در دلم دادی چرا چشم خمار آلوده را   (غزل٬ از دیوان)
  27. جا در دلم دادی چرا چشم خمار آلوده را   (غزل٬ از دیوان)
  28. جانا تو تا گذر نکنی بر مزار ما   (غزل٬ از دیوان)
  29. چشم او می دهد شراب مرا   (غزل٬ از دیوان)
  30. چشم او می دهد شراب مرا   (غزل٬ از دیوان)
  31. چشم او می دهد شراب مرا   (غزل٬ از دیوان)
  32. خدا را نامه بر از طرف من عرضی فلانی را   (غزل٬ از دیوان)
  33. خوش آن رویی کز و دیدم صفایی صبح مردان را   (قصیده٬ از دیوان)
  34. خوش نگاهان گرچه خورم تیر مژگان شما   (غزل٬ از دیوان)
  35. دلبری تو بی وفاست مرا   (غزل٬ از دیوان)
  36. دلبری تو بی وفاست مرا   (غزل٬ از دیوان)
  37. دلبری تو بیوفاست مرا   (غزل٬ از دیوان)
  38. دهم جا در حریم دیده و دل پیر کامل را   (غزل٬ از دیوان)
  39. دیده ام بر گشته از خود تیر مژگان ترا   (غزل٬ از دیوان)
  40. رنگ دگری داد خزان سرو سمن را   (غزل٬ از دیوان)
  41. روز گاریست که هرگز نکند یاد مرا   (غزل٬ از دیوان)
  42. ز حرف قدش رتبه دادم سخن را   (غزل٬ از دیوان)
  43. ز حرف قدش رتبه دادم سخن را   (غزل٬ از دیوان)
  44. شهید تیغ جفایت هزار مهر و وفا   (غزل٬ از دیوان)
  45. شهید تیغ جفایت هزار مهر وفا   (غزل٬ از دیوان)
  46. عشق او کرد این چنین مجنون سودائی مرا   (غزل٬ از دیوان)
  47. کجا مجنون نماید امتیاز خویش از لیلا   (غزل٬ از دیوان)
  48. کجا مجنون نماید امتیاز خویش از لیلا   (غزل٬ از دیوان)
  49. کجایی ای بت سنگین دل بی مهر، بی پروا   (غزل٬ از دیوان)
  50. کند گل میخ دیوار غنا خورشید عالی را   (قصیده٬ از دیوان)
  51. که گوید از من آن شرین ادا را   (غزل٬ از دیوان)
  52. که گوید از من آن شیرین ادا را   (غزل٬ از دیوان)
  53. که گوید از من سرگشته یی آن شوخ سپاهی را   (قصیده٬ از دیوان)
  54. گر نبیند در چمن سرو قباپوش مرا   (غزل٬ از دیوان)
  55. گلرخان می خرد آتش از سر کوی شما   (غزل٬ از دیوان)
  56. مبند ای برف راه کوچهٔ آن سرو رعنا را   (غزل٬ از دیوان)
  57. مبند ای برف راه کوچهء آن سرو رعنا را   (غزل٬ از دیوان)
  58. مرغ دل را نکند از قفس آزاد چرا   (غزل٬ از دیوان)
  59. مرغ دل را نکند از قفس آزاد چرا   (غزل٬ از دیوان)
  60. مریض عشقم و دارم وضوی پاک بازی را   (غزل٬ از دیوان)
  61. مریض عشقم و دارم وضوی پاک بازی را   (غزل٬ از دیوان)
  62. مکن محکوم حکم خویشتن روشن ضمیران را   (غزل٬ از دیوان)
  63. ملامت کس نمی سازد دگر فرهاد و مجنون را   (غزل٬ از دیوان)
  64. من کجا دیده ام وفای ترا   (غزل٬ از دیوان)
  65. می رمد بسکه زما شوخ ستم پیشهء ما   (غزل٬ از دیوان)
  66. نازم آن شوخ نا مسلمان را   (غزل٬ از دیوان)
  67. نشد ای شوخ که بوسد لب شرین ترا   (غزل٬ از دیوان)
  68. نمی سازد انیس بزم خود آن بی وفا ما را   (قصیده٬ از دیوان)
  69. نی به مومن دوست باشم نی به کافر آشنا   (غزل٬ از دیوان)
  70. نی به مومن دوست باشم نی به کافر آشنا   (غزل٬ از دیوان)
  71. هر چند وصل یار بود هم بلا مرا   (غزل٬ از دیوان)
  72. یکبار اگر ببینم آرام جان خود را   (قصیده٬ از دیوان)
  73. یکبار اگر ببینم آرام جان خود را   (قصیده٬ از دیوان)

ب

ت

  1. در نعت حضرت سیدکائنات علیه افضل الصلوات و التحیات   (غزل٬ از دیوان)
  2. نعت   (غزل٬ از دیوان)

ة

ث

ج

چ

ح

خ

څ

ځ

د

  1. حمد   (غزل٬ از دیوان)

ذ

ر

  1. خون کند تا کی دل زار   (غزل٬ از دیوان)

ړ

ز

ژ

ږ

س

  1. هزار شکر که گشتی به صنف خوبان پاس   (غزل٬ از دیوان)

ش

  1. مرا در داده اشک او چه سان گرم است بازارش   (غزل٬ از دیوان)

ښ

ص

ض

ط

ظ

ع

غ

ف

ق

ک

ګ

گ

ل

م

ن

ڼ

و

ه

  1. پسری که بر سر او دوهزار ســــــــر شکــــته   (غزل٬ از دیوان)

ی

ئ

ې

ي

ۍ

ء



| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us